به گزارش کردپرس، دولت جدید سوریه به ریاست احمد الشرع در ژانویه ۲۰۲۶ با پیشروی به مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه (قسد)، کنترل استانهای دیرالزور و رقه و میدانهای کلیدی از جمله العمر و تأسیسات گازی کونوکو را به دست گرفت. این نخستینبار از زمان آغاز بحران ۲۰۱۱ است که دولت مرکزی بر بخش اعظم منابع نفت و گاز کشور تسلط عملی پیدا میکند.
سوریه پیش از جنگ، روزانه حدود ۳۸۰ هزار بشکه نفت و ۲۵.۵ میلیون متر مکعب گاز تولید میکرد. با گسترش درگیریها، تولید نفت تا حدود ۳۰ هزار بشکه در روز سقوط کرد و تولید گاز نیز تقریباً به نصف کاهش یافت. بخش عمده میادین نفتی در شمالشرق کشور و تحت کنترل قسد قرار داشت، در حالی که میدانهای اصلی گازی در اطراف تدمر و دمشق باقی ماندند و آسیب کمتری دیدند.
پس از سقوط دولت بشار اسد در اواخر ۲۰۲۴، مذاکرات میان دمشق و قسد ادامه داشت، اما نقطه عطف در ژانویه ۲۰۲۶ رقم خورد که توافق آتشبس جدید، راه را برای استقرار نیروهای دولتی در میادین انرژی باز کرد. این تحول بلافاصله اثر اقتصادی داشت و مسیر بازگشت درآمدهای ارزی را هموار ساخت.
در پی این تغییرات، روند بازگشت سرمایهگذاری خارجی نیز آغاز شد. ایالات متحده و اتحادیه اروپا در سال ۲۰۲۵ بخشی از محدودیتهای مالی را کاهش دادند و دسترسی محدود به سوئیفت برای شرکت نفت سوریه فراهم شد. کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، قراردادهایی برای توسعه میادین گازی، بازسازی نیروگاهها و پروژههای انرژی خورشیدی امضا کردند. قطر نیز متعهد به سرمایهگذاری چند میلیارد دلاری در ساخت نیروگاههای گازی شد.
با این حال، حضور شرکتهای غربی همچنان محتاطانه است. شرکتهای بزرگ انرژی ترجیح دادهاند فعلاً از سرمایهگذاری مستقیم گسترده خودداری کنند. در مقابل، شرکتهای آمریکایی مانند ConocoPhillips و Chevron با حمایت سیاسی و امنیتی واشنگتن، مذاکراتی برای توسعه و اکتشاف با شرکت نفت سوریه انجام دادهاند.
در این میان، روسیه فعالترین بازیگر خارجی باقی مانده است. شرکت تاتنفت پیش از ۲۰۱۱ در دیرالزور حضور داشت و طی سالهای جنگ نیز از طریق شبکهای از شرکتهای خصوصی نزدیک به مسکو، نفوذ خود را حفظ کرد. مسکو پس از سقوط اسد، با افزایش صادرات نفت و فرآوردهها، خلأ بازار را پر کرد و جایگاه اقتصادی خود را تثبیت نمود.
با وجود بازگشت کنترل دمشق بر میادین، چالشهای فنی همچنان جدی است. نفت سوریه عمدتاً سنگین و دارای گوگرد بالاست و برای فرآوری به پالایشگاههای پیشرفته نیاز دارد. مزیت رقابتی آن، قیمت پایینتر نسبت به شاخص برنت است که برای برخی پالایشگاههای منطقه جذابیت اقتصادی ایجاد میکند. با این حال، آسیب زیرساختها، کمبود سرمایه و ریسک سیاسی، روند افزایش تولید را کند کرده است.
تحلیلگران معتقدند بخش گاز و نیروگاههای مرتبط سریعتر از نفت احیا خواهد شد زیرا زیرساختهای آن آسیب کمتری دیده و نیاز داخلی به برق فوری است. در مقابل، بازگشت تولید نفت به سطح پیش از جنگ نیازمند سرمایهگذاری سنگین و ثبات سیاسی پایدار خواهد بود.
در سطح کلان، منابع انرژی سوریه اکنون به میدان رقابت روسیه و غرب تبدیل شده است. مسکو در پی حفظ نفوذ اقتصادی و سیاسی خود است، در حالی که بازیگران غربی تلاش میکنند از مسیر سرمایهگذاری انرژی، ثبات سیاسی و نفوذ اقتصادی بلندمدت ایجاد کنند. برای دمشق، مدیریت این موازنه و تبدیل منابع بازپسگرفتهشده به رشد پایدار اقتصادی، آزمون اصلی دوره پساجنگ خواهد بود.
اویل پرایس

نظر شما